بر___عکس

بر___عکس

بر همان منوال گذشته، فایل این نوشته را، در قالب pdf در زیر گذاشته‌ام، که خوش‌خوان‌تر است و حسابی‌تر.

اگر خواستید از همین‌جا دانلود کنید، اگر نه، در ادامه، کل متن آورده شده است.

 

بر___عکس

 


 

کسی که حتا وقتی به زبان می‌آید، صحبت نمی‌کند.

حضوری که چون با واژه‌ها بیگانه است،

پرتمنا، آزاد و همچنین غایب است.

بلانشـــو

 

 

 

او معمار ویرانه‌هاست و خرابی تمامی پل‌ها از اوست.

 

دو چشمِ نیم‌باز و غُربتی چُنان، که نام چشم بعید است، عارفِ آن یکتای دوتا باشد.

و تنی که تمامْ چشم ست، اما، بسته!

با فقراتِ خم، که داده جا، خالی از ابر و هر اینجاییِ پریده به آنجا.

و هر آن را در آنِ بعد می­‌فهمد، این «او»، که پا کرده وارونه و رو، به رفته‌ها دارد، رفتنی‌­ها نه.

«حال» برای او انباشتنِ «تا به حال» است و انباشته‌ی او، استمرارِ    فعل   ِ  انباشتن‌.

وزنش، یک بی‌وزنیِ مرکّب و تو در تو ست

راهش، مرور تمام راه­‌های نرفته و، نرفته و، تلنبار، تلنبار.

 

او که رو به گذشته‌اش ایستاده، پل­های پشتِ سرش، پل‌های فردا و فرداهای اوست

و او معمار ویرانه‌هاست و خرابی تمامی پل‌ها از اوست.

 

پست های مرتبط

بدون پست مرتبط یافت نشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *